آثار ناصرخسرو
ب) آثار ناصرخسرو:
مرد دانشمند و پرفضیلتی چون ناصرخسرو که عمر دراز دیده و از دانش های گوناگون «استفادت بیش و کمتر» کرده است، باید اثار زیادی می آفرید. با مطالعه آثار ناصرخسرو میتوانیم که احاطه وی ه دانشهای زمانش آنقدر کامل نوده، اما با آنهم وی تصنیفات گرانقدر زیادی به نظم و نثر داشته است. خودش در این مورد در جایی از دیوان میگوید:
خراسان چو بازار چین کرده ام به تصنیف های چو دیای چینی
دیوان ص 404
اما برخی اشاره هایی را که شاعر در باره تعداد آثارش در دیوان می آورد، مبالغه ای بیش نیست. چنانکه در جایی از دیوانش میگوید:
منگر بدین ضعیف تنم زانکه در سخن زین چرخ پر ستاره فزونست اثر مرا
دیوان ص 15
از سوی دیگر جای تعجب اینست که ناصرخسرو همه آثار خود را بعد از سفر به مصر و آنهم پس از فرار به یمگان به فاصله زمانی اندکی نوشته است. وی در جایی از دیوانش در این مورد چنین اشاره میکند:
مرا جز به تأیید آل رسول نه تصنیف بود و نه قیل و نه قال
دیوان ص 256
در یک قصیده دیگرش به نحو بسیار ضعیف و مبهم اشاره ای دارد مبنی بر اینکه در عهد جوانی اشعاری بگونه غزل میسروده است:
چو گور دشت بسی رفته یی نشیب و فراز چو عندلیب بسی گفته ای سرود و غزل
دیوان ص248
ولی هیچ اثری از «مدح و غزل» ایام جوانی وی به ما نرسیده، از میان رفته ویا بعدها خودش بنابر تغییر عقیده دینی آنها را از بین برده است. به هر حال از مطالب بالا چنین استنباط میشود که ناصرخسرو بعد از فرار از بلخ تمامی اوقاتش را در تألیف و سرایش گذشتانده و «هر سال به اطراف جهان دعوتنامه میفرستاده است» و مردم را بریا دریافت حقیقت دعوت مینموده است.[1]
تا روزگار ما (9) اثر ناصر از دست روزگار در امان مانده که عبارت از اینهاست:
1) دیوان اشعار: این اثر یکی از ارزشناک ترین آثار ناصرخسرو ویکی از بهترین اسناد برای تحقیق در مورد زندگی و شخصیت چند بعدی وی بوده و تا کنون چندین بار چاپ رسیده است. اما از قرار این دیوان، تمامی اشعار ناصرخسرو را در بر نگرفته و برخی اشعار سرایندگان دیگر نیز در آن راه یافته است. شمار اشعار ناصر را دولتشاه سمرقندی سی هزار بیت و رضاقلی خان هدایت دوازده هزار بیت ذکر میکند. اما دیوانی که اکنون در دست داریم، اضافه تر از یازده هزار بیت میباشد. افزون بر این دانشمند ایرانی سیدحسین تقی زاده با مطالعه دیوان ناصرخسرو متوجه شد که در دو جا خود شاعر اشاره کرده که دو دیوان یکی به دری و دیگری به عربی داشته است.[2] اما دیوان عربی و حتی شعر عربی وی تا کنون بدست نیامده، اما برخی قراین، مثلا اشاره ناصرخسرو در سفرنامه مبنی بر اینکه به زبان محاوره عربی بلدیت داشته، احتمال داشتن اشعار به زبان عربی را قویتر میسازد.[3]
بخش اساسی دیوان حکیم ناصرخسرو بگونه قصیده سروده شده و از نگاه موضوع و محتوی از آثار معاصرانش فرق فاحش دارد.
2) سفرنامه: ظاهرا این کتاب اولین اثر منثوری است که ناصر دست به تالیف آن زده و در تصنیف آن از یاد داشت های سفر هفت ساله خود استفاده برده است. این کتاب از جهت معلومات زیاد جغرافیایی، تاریخی و مردم شناسی و ترجمه حال ناصر از اهمیت ویژه برخوردار است. اما متن این اثر به نظر استاد گرامی پوهاند غلام سرور همایون چنان نیست که از قلم ناصر بر آمده باشد و ظاهرا متن اصلی آن از سوی پیروان اهل سنت تحریر مجدد یافته است. [4] دانشمند شوروی برتلس نیز در اثرش به این نکته متوجه شده و در آنجا عقاید هرمان اته وو ایوانف را مبنی بر اینکه " روح تسنن سفرنامه ناشی از احتیاط ناصر خسرو بود هکه نخواسته در کتابی که برای عامه مردم نوشته، علاقه خود را به مذهب اسماعیلی آشکار سازد و جانب تقیه را رعایت کرده " رد نموده است. به عقیده برتلس این اثر قبل از سده هفدهم میلادی تحریف گردیده است. [5] حقیقتا هم متن سفرنامه با آثار دیگر ناصر از نگاه سبک نویسندگی فرق دارد و از سوی دیگر تقیه متوجه مطالب دینی میشود، نه سبک نویسندگی و نثر. بنابر این، نتیجه گرفته می شود که سفرنامه ناصر تحریر مجدد یافته است.
3) زادالمسافرین : این اثر مهم فلسفی ناصر خسرو که در سال 453 هجری بنام المستنسربالله – خلیفه فاطمی مصر نوشده شده، به نظر ناصر "اصل " و "قانون" کلام اسمعیلی [6] و رهنمای مرد خردمندی است که در سفر زندگی قرار دارد. این کتاب پیش از جامع الحکمتین نوشته شده و مولف در آن خواسته است عقاید فلاسفه، از جمله عقاید فلسفی ذکریای رازی را رد نماید.
4) جامع الحکمتین : مضمون این اثر نیز مانند زاد المسافرین است و از مهم ترین تالیفات ناصر خسرو میباشد. جامع الحکمتین در سال 462 هجری بنابر خواهش امیر بدخشان ابوالمعالی علی بن احمد، در یمگان نوشته شده و در آن 82 بیتی خواجه ابوالهیثم جرجانی[7] به گونه مفصل تفسیر گردیده و به سوالات موصوف پاسخ داده شده است.
5) وجه دین : کتاب دیگری است از حکیم ناصر خسرو که در تاویلات و احکام شریعت به طریقه اسماعیلیان نوشته شده و در متن کتاب، مولف در هیچ جایی اسم خود و یا زمان و مکان تالیف اثر ذکری به میان نیاورده است. مگر نام این کتاب در "بیان الادیان " که بعد از چند سال مرگ ناصر خسرو تالیف گردیده، ذکر دشه و از آن ناصر خسرو نامیده شده است. [8] این اثر بعد از سال 453 هجری نوشته شده است ؛چون که در متن کتاب اشاراتی به زادالمسافرین موجود است. [9]
6) خوان الاخوان : این کتاب نیز در باره مسایل دینی و مذهب اسماعیلی نگاشته شده، نسخه خطی آ« در کتابخانه ایا صوفیه موجود بوده و دو مراتبه، یکبار به کوشش یحی الخثاب و بار دیگر به تصحیح سعید نفیسی از چاپ بر آمده است.
7) گشایش و رهایش : این اثر نیز در مسایل دینی بوده، شامل پاسخ هایی است به جواب یکی از پیروان مذهب اسماعیلیه.
8) روشنایی نامه : رساله ایست منظوم در پند و حکمت که در بحر هزج سروده شده و مرکب از 592 بیت است. این اثر خلاصه ایست از مطالب اساسی جامع الحکمتین و زادالمسافرین. تاریخ تالیف این اثر از مسایلی است که تاکنون حل نگردیده است.
9) سعادتنامه : اثر منظوم کوچکی است مشتمل بر سیصد بیت در پند و حکمت. تاریخ تالیف این رساله نیز معلوم نیست. و از سوی دیگر برخی از دانشمندان معتقدند که سعادتنامه از آن ناصر خسرو نیست. از جمله ملک الشعرا بهار در جلد سوم "سبک شناسی" تصریح میدارد که این اثر از تالیفات ناصر خسرو نبوده، بلکه متعلق به ناصر خسرو شریف اصفهانی متوفی سال 753 هجری میداند.[10] که قابل تامل است.
افزون بر اینها، ناصر خسرو در آثار خود، به ویژه در زادالمسافرین، از آثار دیگرش مانند : بستان العقول، دلیل المتحدین، کتاب المفتاح و الصیاح، کتاب عجایب الصنعه، لسان العالم، اختیار الامام و اختیارالایمان به کتاب الالایل، غرایب الحساب و عجایب الحساب نام میبرد،ول یاین آثار تا هنوز بدست نیامده است.[11]
علاوه بر این، تذکره نگارانی چون حاجی خلیف، دولتشاه سمرقندی و لطف علی بیک آذر و دیگران تالیفاتی را بنامهای : اکسیراعظم، کنزالحقایق، المستوفی، دستوراعظم، قانون اعظم، کتابی در باره علم یونانیان، رساله در سحر و جادو، رساله الندامه الی یوم القیامه و تفسیری در قرآن را به ناصر خسرو نسبت داده اند که همه محل تردید کامل بوده و به هیچوجه یقین نتوان کرد که چنین تالیفاتی را ناصر خسرو تصنیف کرده باشد. به خاطر آنکه ناصر خسرو خودش در هیچ یکی از آثارش از چنین تالیفات یادی نکرده و در هیچ یک از کتب و تذکره هایی که تا چهارقرن بعد از وفات ناصر نوشته اند، از آنها ذکری بعمل نیامده است.[12]