بيان پارادوکسي : اين اصطلاح برگرفته شده از کلمه پارادوخون يوناني، مرکب از دو جز پارا ( فراسو) و دوخون ( عقيده ونظر)، به معني گفته متناقض و مهمل نما و امر خلاف عرف، ودر اصطلاح، کلامي است که در ظاهر متناقض و بي معني باشد و از راه تاويل، معناي نهفته و پنهانش آشکار شود. مثل اين جمله مشهور از بايزيد بسطامي: « روشن تر از خاموشي چراغي نديدم.»
علاوه بر شعر و نثر در تعبير هاي عاميانه نيز اين صنعت کاربرد زياد دارد، مثلا : « هيچکس»،....، هرگاه بيان پارادوکسي فشرده شود وبصورتي درآيد که دو روي ترکيب آن، در مفهوم يکديگر را نقض کنند، به آن تصوير پارادوکسي ميگويند، مانند: « جانب بي جانبي»، « دانه بيدانه گي» [52]
پارادوکس يکي از ابزار هاي زبان شاعرانه است که همزمان درست و نادرست را، نه صرفا با همکناري شگفت انگيز واژه ها، بلکه با همنشيني ظريف معناي عادي واژگان درهم ميتند. به عبارت ديگر، پارادوکس با برجسته سازي زبان، آنرا از حدود متعارف برداشتهاي ما بيرون مي برد و موجب کشف ايده اي نهفته ميشود. پارادوکس در دوره هاي نخستين شعر و نثر فارسي، به دليل دريافتها و احساس هاي ساده شاعران و نويسندگان، کم و اغلب ساده است. در آثار صوفيان، به سبب عوالم احساسي پيچيده آنها، اين نوع بيان گسترش فراوان مي يابد و در شعر هاي ميناتوري پيروان سبک هندي پارادوکس بسامد بالايي دارد. به ويژه ابوالمعاني بيدل در اين نوع تصوير مهارت فوق العاده اي دارد. او با کنار هم نهادن واژه ها، معاني ظريف و باريک ايجاد مينمايد. [16]
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه دهم فروردین 1389ساعت 6:1  توسط محمد صالح راسخ
|
طبق تعريفي که علماي بلاغت از صنايع بديعي کرده اند، «اموري را که موجب زيبايي و آرايش سخن ادبي ميشود، محسنات ادبي يا صنايع بديعي ميگويند.» [63] تعداد محسنات ادبي در ابتدا از ده ـ دوازده نوع تجاوز نميکرد، بعداَ به تدريج به اثر تقسيم بندي ها و اسم تراشي هاي اغلب بيمورد، به بيش از دو صد صنعت رسيده. يعني منتقدين ادبي هر کاري را که نوعي هنر نمايي در کلام بشمار رفته، يک صنعت ادبي دانسته و اسمي برايش پيدا کرده اند. در يک چشم انداز کلي ميتوان تمام انواع صنايع بديعي را به سه دسته تقسيم کرد:
1 ـ صنايع يا هنرنمايي هايي که به ايجاد برتر و انتقال انديشه و عاطفه کمک ميکنند. مثل: تشبيه، استعاره، مجاز، کنايه، اغراق، جناس، ايهام، تلميح، تضمين و غيره.
2 ـ صنايعي که اگرچه عنوان و اسم مستقل دارند، ميتوان آنها را در دسته اول گنجانيد و تقسيم بندي هاي بيهوده اي براي آنها قايل نشد، مثل : ترصيع، اشتقاق که هردو نوعي از جناس استند.
3 ـ صنايعي که هيچ کمکي به انتقال عواطف و زيبايي کلام نميکنندو فقط جنبه تفنن و سرگرمي دارند، مثل شعر بي نقطه گفتن، يا شعري که در همه ابياتش فلان واژه بکار رفته باشد وغيره. [52]
در شعر مکتب هندي تقريبا همه اين صنعت هاي ادبي بکار رفته است؛ منتها بعضي از اين صنعتها بيشتر و بعضي ها کمتر استفاده شده است. در اينجا، برخي از صنايعي که در شعر مکتب هندي بسامد زيادي دارد و يکي از ويژگيهاي سبکي اين مکتب است، برشمرده و براي توضيح بيشتر مطلب، اين صنايع را در دو دسته : محاسن بديعي ومحاسن بياني، مورد بررسي قرار ميدهيم :
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه دهم فروردین 1389ساعت 5:57  توسط محمد صالح راسخ
|
ح ـ ايهام : ايهام، يعني کاربرد کلام، به نوعي کـــــه حامـــل دو معني باشد. در اين روش کلمات يا عبارات و جملات رساننده معاني مختلفند و ممکــن است با آن معاني مختــــلف، با کلمات ديگر کلام رابطه ايجاد کنند. « لطف ايهام در اين است که شاعر با ذهن خواننده بازي ميکنــــد، به اين معني که ذهن را به عمد متوجه يکي از معاني ميکند و معاني ديگر را کــه ظريف تر و هنري تر و شاعرانه تر است، تحت الشعاع معني اول قرار ميدهد و از دسترس ذهــــن هاي عـــادي دور ميکرد. در اين صورت هرگاه خواننده متوجه آن شود به لذت کشف ميرسد.»
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه دهم فروردین 1389ساعت 5:54  توسط محمد صالح راسخ
|
يکي از خصوصيات شعر مکتب هندي آنست که تنوع مضامين در آن زياد ديده ميشود. اين تنوع و رنگارنگي محتوي به قدري است که هرکس با هر سليقه اي ميتواند از آن لذت ببرد. مثلاَ عاشق پيشه ها و محبت پرستان از آن آثار عاشقانه، کساني که اهل حکمت و اخلاق اند از آن نکته هاي بارز اخلاقي و حکمي، درويش مسلکها و عرفان گرايان از ادبيات عرفاني، اهل بزم و عزم از آفريده هاي بزمي و وصفي، قصه پسند ها و افسانه جويان از داستان ها ي دل انگيز آن ميتوانند محظوظ گردند. در اينجا به برخي از مضامين مهم شعر اين مکتب نگاهي مي اندازيم :
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه دهم فروردین 1389ساعت 5:52  توسط محمد صالح راسخ
|
د ) بازتاب اوضاع اجتماعي و سياسي :
طوريکه قبلا نيز گفتيم، دوران مورد مطالعه ما از حيث جريانات اجتماعي و سياسي عهد نا مساعدي بود. بعد از سقوط امپراتوري تيموريان هرات در اين قلمرو بزرگ ماجراهاي خونباري بوقــــوع پيوست که اين وضع را در اينجـا نميتوان نا ديده گذشت.
چنانکه ميدانيم از آغاز قرن دهم در قلمرو اسبق تيموريان سه دولت رقيب به ميان آمده، بخاطر غصب قدرت جنگها و تنشهاي زيادي را ايجاد کردند و طبعا اين تنشها به غارت و چپاول و بي سروساماني انجاميده باعث رنج عذاب براي مردم ميگرديد. استاد صفا مينيسد: « اگرچه در اين دوران بنام سه تن از مفاخر تاريخ نظامي و سياسي ايران باز ميخوريم، نبايد بسياري اعمال زشت و نابخشودني راکه در اين عهد افتخار جاري بود فراموش کنيم.در اين دوران بارور تاريخ ايران به تازيانه زدن و کشتن دادجويان و باز گذاشتن دست بيدادگران، کشتارهاي بزرگ مردم، کور کردن، پوست کندن آذميزاد، سوزاندن فرزندان آدم در آتش يا در قباي باروتي، افگندن انسان در قفس و سوزانيدن او، محبوس ساختن آدمي در خم و فرود انداختن از بالاي مناره مسجد، بريدن گوش و زبان و بيني و بسياري از ينگونه عملهاي وحشيانه از جمله کار هاي جاري و عادي بود. شرابخوارگي و اعتياد به افيون و حب فلونيا و چرس و بنگ و حشيش در اين دوران نه تنها در ميان مردم عادي بلکه بين طبقات برگزيده کشور و در خاندان سلطنتي و ميان پادشاهان به همراهي نديمان شان باب بوده و آن گروه را اندک اندک از جنگاوري و دلاوري که در آغاز دوره صفوي داشتند به سستي و زبوني پيان آن عهد افگند.» [39 ]
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه دهم فروردین 1389ساعت 5:49  توسط محمد صالح راسخ
|
ک ــ توصيف :
در اين دوران توصيف ها بسيار گوناگون و متنوع ميشود. شاعر براي عرضه هنر خويش سعي ميکند تا وصف هاي بسيار متعدد و مختلف از يک چيز به دست دهد و با استفاده از توصيف به شکل هاي گوناگون مضامين متنوع ايجاد کند. « يکي از مختصات پيروان سبک معروف به هندي اين است که در روبرويي با عالم بيرون بيشتر به حالات نفساني خود توجه ميکنند. به عبارت ديگر، بجاي آنکه شاعر در طبيعت قرار بگيرد و آن را وصف کند، طبيعت است که در ذهن و روح شاعر تاثير کرده و شعر او بيان اين تاثر است.» [38
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم فروردین 1389ساعت 22:37  توسط محمد صالح راسخ
|
برخي از محققين (به ويژه پژوهشگران ايراني) از روي تعصب و يا هر علت ديگر، دوره رواج مکتب هندي را، دوره انحطاط ادبي ميدانند. آنها با کمال سهولت بر همه آثار ادبي و شعري سده هاي يازدهم تا دوازدهم هجري، خط بطلان ميکشند. به نظرما، اشتباه آنان از اينجا ناشي ميشود که آثار مکتب هندي را از نظرگاه معيارها و ضوابط مکتب خراساني يا عراقي ويا از نگاه معيار هاي ادبيات معاصر دري مي سنجند و مطابق آن مقياسها به شاعران و آثار شان بها وارزش ميدهند. مثلاَ تذکره نگاراني چون لطف علي بيک آذر ورضاقلي خان هدايت، شعر اين عهد را مردود ميشمارند و هرجا که از شاعران مکتب هندي سخن به ميان مي آورند، به اجمال هرچه تمامتر نظر خود را نسبت به آنان چنين ابراز مينمايند: « در مراتب سخنوري طرزي غريب دارد که پسنديده مردم اين زمان نيست و با آنکه ديوانش مشتمل بر چندين هزار بيت است، بعد از مراعات بسيار به اين چند بيت اکتفا رفت.» آنها گويا چنين مي پندارند که از هزارها شعر پيروان مکتب هندي تنها همين چند بيت قابل ذکر اند و ديگر آثارشان هيچ ارزشي ندارد. به تقليد ازاين نظرتذکره نگاران، برخي از سخن سنجان امروزين ايران که فرزندان همان نياکان و تربيت يافتگان همان طرز (بازگشت ادبي) هستند، مکتب هندي را محکوم ميکنند. زهي انصاف و مروت و زهي حسن تشخيص و لطف ذوق !
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم فروردین 1389ساعت 22:24  توسط محمد صالح راسخ
|
شجره تراکمه آتلی کتاب، ترکمن خلقی نینگ نسبی، گلیپ چیقیشی، تاریخی، یایران یرلری، مدنیتی، رسم و رواجی باره ده قیمتلی معلومات بریان ارزشلی اثر دیر. بو کتابی میلادی 17 نجی عصر ده خیوه خانی ابوالغازی بهادرخان (1603 ـ 1664 م.) یازیب دیر. بو اثر ده ابوالغازی خان ترکمن خلقی و اونینگ دولتدارلیق تاریخینی قدیم دورلردن باشلاپ اؤز دورینه چه یازیب گورکزیار.
ترکمن خلقی نینگ تاریخی حقینده باشقه کوپ اثرلر، جمله دن: دیوان اللغات الترک، الکامل، عجایب البلدان، تاریخ طبری، حدودالعالم، تاریخ گردیزی، جامع التواریخ و روضه الصفا یالی اثرلرده قیمتلی معلومات لار بیریلیب دیر. ولی بو کتاب لاردا ترکمن لر حقده بیریلیان معلوماتلار کوپ غیسغا بولوب یاده ایزی گیدرلی دأل دیر. ابوالغازی خان هم شول کمچیلیگی دویوب «شجره تراکمه» نی یازماغا اورنیغیب دیر. بو تاریخی کتاب لاردان وباشغه ترکمن لرینگ آراسینده بو لارینگ جد اعلی سی بولان ـ اوغوز خانینگ عمری، ادن ایشلری، اوروش ـ یوریشلری و اولاد لاری حقده اینگ ایرکی دورلردن باشلاپ « اوغوز نامه» دییه ن تاریخی ـ حماسی اثر دؤراپ دیر. اوغوز ناما نینگ متنی عصرلار بویینچا اویتگأپ دیر. اونینگ اسلامدان اؤنگکی متنی بیلن اسلام ظهوریندن سونگقی عصرلاردا دورأن متنینده کوپ تفاوتلار گؤرینیار. ابوالغازی خان اثرینی یازانده بو داستانینگ سونگقی واریانتیندان خیرلانیبپدیر.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم اسفند 1388ساعت 4:43  توسط محمد صالح راسخ
|
سپاس و ستایش اول ایگه کیم انینگ هیچ اولی و آخری یوق و یورتی نینگ زوالی یوق و آته سی و آنه سی و خاتونی و اوغلی و قیزی و کینگاشه تورغان کیشیسی یوقتورور، آشنی و سونی انداق اولاشتوروچی یوقتورور کیم گدادین تا پادشاه غه چه و قومیرسقه دین پیلغه چه و چیبیندین تا سیمرغغه چه برچه نینگ احوالیغه لایق بیرور، بیر کون هیچ قیوسی نینگ اولوشینی کم قیمس. اگر یر یوزیده کوکرگن یغاچلرنینگ برچه سی قلم بولسه و تینگیزلر سیاه بولسه، برچه آدم فرزندی بیتیکچی بولسه، تقی یوز مینگ ـ یوز مینگ ییل انینگ صفتینی بیتسه، تینگیزدین بیر قطره و تاغدین بیر مثقال تاشنی بیتگندیک آزراق بولغای. پس منینگ آیتغانیم نی بولغای؟
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم اسفند 1388ساعت 4:40  توسط محمد صالح راسخ
|
اوغوزخان تمام مغول وتاتار ایلی نینگ لشکرینی جمع قیلیب «تلاس» و «سیرم» غه کیلدی. تاشکنت و بخارا پادشاه لری صف تارتیب اوروشه بیلمه دیلر. اولوغ شهرلرغه و محکم قلعه لر غه بیرکیندیلر. اوغوز خان سیرم و تاشکندنی اوزی قبب آلدی و تورکستان و اندیجانغه اوغلان لرینی ییباردی. آلتی آیده تورکستان بیرلن اندیجاننی آلیب آته سی خدمتیغه کیلدیلر. اوغوز خان بو آیتیلغان ولایت لرنینگ برچه سیغه داروغه لر قویوب، سمرقند سری یوردی، تقی سمرقندنی آلیب، داروغه قویوب، بلخ باردی. بلخ نی هم آلیب داروغه قویوب، غور ولایتی نینگ اوستیغه یوردی. قیش ایردی، غور نینگ تاغ لریغه قار کوپ توشیب ایردی، لشکر خلقی یورمکگه قینلدیلر. خان حکم قیلدی کیم هیچ کیم مندین قالمه سین تیب، باریب غورنی آلدی، ایرسه ییل کیلیب یاز بولدی، لشکر نینگ سانین آلدی، بیر نیچه کیشی کم کیلدی، انلرنی سوردی، هیچکیم بیلمه دیلر. بیر نیچه کون دین سونگ اول کیشیلرخان خدمتیغه کیلدیلر. خان انلر نینگ احوالین سوردی، ایرسه آیتدیلر کیم بیر نیچه کیشی لشکر نینگ سونگیندین کیله تورورب ایردوق، تاغ ایچینده بیر کیچه قار یاغدی. اندین سونگ یوروبیلمه ی، اوشول ییرده یاتتوق، آت لریمیز برچه سی اولدی. بهار بولغاندین سونگ پیاده کیله تورورمیز، تیدیلر. خان حکم قیلدی، اول جماعتغه «قارلوق» دیسونلر، تیب، برچه قارلوق ایل انلرنینگ نسلیندین تورور. اندین اوتوب کابل و غزنین نی آلدی. اندین سونگ کشمیر اوستیغه یوردی. اول چاغده کشمیر نینگ پادشاهی نینگ آتی «یغما » ایردی. کشمیر نینگ محکم تاغلری، اولوغ سوو لری کوپ بولور. یغما آنغه آرقه بیریب، اوغوز خانغه باقینمه دی. بیر ییل اوروشتیلر، ایکی طرفدین کوپ کیشیلر اولدی، عاقبت اوغوزخان کشمیرنی آلدی، تقی یغمانی اولتوردی، لشکرینی قتل عام قیلدی، بیر نیچه وقت انده توروب، قیتیب بدخشان اوستی بیرلن سمرقند کیلدی. اندین مغولستانغه باریب ایوغه توشتی.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم اسفند 1388ساعت 4:37  توسط محمد صالح راسخ
|
اوغوزخاندین تا قوزی یاوی خانغه چه نیچوک که آیتتوق شونداق تورور، ایمدی اینال خاننی آیتورمیز، تنگریم بویورسه انشاءالله تعالی. اینال خان نینگ تا بیز بو کتابنی آیتغان چاققه چه بیربیر آیتورمیز، برچه سی راست تورور، هیچ غلطی یوق تورور. اما قوزی یاوی خان بیرلن اینال خان نینگ آره سینده نیچه ییل اوتگه نینی جزم آیته بیلمه یمیز. انداق هم بولسه آز آیته لی شاید کوپ آیتساق یالغان بولغای. تورت مینگ ییل بار تورور. اندین بیله تورورمیز کیم اوغوزخان کیومرث زمانینده ایردی. اینال یاوی خان نینگ وزیر ـ وکیلی قایی خلقیندین «قورقوت آته» ایردی. اول بیز نینگ پیغمر یمیز آته لری نینگ اینیسی عباس اولادی نینگ اوغلانلری بغداد شهرینده بیش یوز ییل پادشاهلیق قیلدیلر. قورقوت انلرنینگ زمانینده ایردی. کیومرث بیرلن عباس اوغلانلری نینگ آره سی بیش مینگ ییل تورور. قوزی یاوی خان اوغوز نینگ بیشینچی اوغلی تورور. پس اوزینگیز حساب قیلینگ، قوزی یاوی خان بیرلن قورقوت آته نینگ خانی اینال نینگ آره سی نیچه ییل بولور؟ ایمدی بیز بو آیتیلغان تورت مینگ ییل ده بیر بیر و آت به آت کیم نینگ بولغانین و کیم نینگ بولمه غانین بیلمه یتوروبمیز، مونچه ـ مونچه بیلسک هم باشدین ایاققه چه صورتینی بیله تورورمیز، انی ایته لینگ.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم اسفند 1388ساعت 4:33  توسط محمد صالح راسخ
|
شاه ملک بوزوقلیغینده دینگلی بیک باشلیق عراققه بارغان سالور ایلی، کوپ ییل لر انده اولتورغاندین سونگ، اولر نینگ ایچینده «اوکورجیق» آتلی بیر توغیشلی ییگیت پیدا بولدی. ترکمن لر نینگ تاریخ بیله تورغان کیشیلری اوکورجیق آلپ نی اون آلتی آرقه ده اوغوز خانغه یتکوزوب، مونداق سنب تورورلر کیم اوکورجیق آلپ آته سی قراغازی بیک، انینگ آته سی قراچ، انینگ آته سی بتام غازی، انینگ آته سی بوریجی غازی، انینگ آته سی قلال غازی، انینگ آته سی اینال غازی، انینگ آته سی سلیمان غازی، انینگ آته سی حیدر غازی، انینگ آته سی اوت کوزلی اورس، انینگ آته سی قزان آلپ، انینگ آته سی انکش، انینگ آته سی اندر، انینگ آته سی اتا، انینگ آته سی تیمور، انینگ آته سی سالور، انینگ آته سی تاغ خان، انینگ آته سی اوغوزخان. بو سوز محض غلط تورور. انینگ اوچون کیم اوغوز زمانیندین تا بو وقتغه چه تورت مینگ و بیش یوز ییل یا آلتی یوز ییل بولوب تورور. اوغوز بیلن اوکورجیق آره سی تورت مینگ و تورت یوز ییل. اون آلتی آرقه تورت یوز ییل ده هر چند کوپ بولسه تورت یوز ایللیک ییل ده اوتر، پس اوکورجیق نینگ تورت مینگ ییل ده اوتگن آته لری نینگ آتی قنی؟
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه ششم اسفند 1388ساعت 4:29  توسط محمد صالح راسخ
|
حکیم ابومعین حمیدالدین ناصر بن خسرو بلخی یکی از سیماهای درخشان و پرتوان در تاریخ ادبیات کلاسیک دری است که در ماه ذی القعده سال 394 هـ.ق. در قبادیان بلخ به دنیا امد. در همانجا تحصیلات خویش را در زمینه های مختلف علوم قدیمه از قبیل: صرف و نحو، فقه، تفسیر، ادبیات، نجوم وغیره بسر رسانیده، به شعر و ادب دری علاقه گرفت و آثار زیادی در این زبان بوجود آورد. او نه تنها در سخنوری و دانش سرآمد روزگار خویش بوده، بلکه در عین حال مردی رزمنده، آزاد اندیش، و پیکارجوی شگرفی نیز بوده است که در تاریخ ادبیات و فرهنگ ما همتای چندانی نداشته است. به عقیده نگارنده این سطور در بین شاعران قصیده پرداز ما، مقام ناصرخسرو در ادبیات دری، عظمت سخن و روح بلند و پر صلابت وی از موقف ویژه ای برخوردار است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه سی ام بهمن 1388ساعت 1:30  توسط محمد صالح راسخ
|
زندگی ناصرخسرو در یکی از اعصار پرسانحه و خونین قرون وسطایی (قرن پنجم هجری) در تاریخ خراسان زمین مصادف بوده است. در تاریخ سیاسی، اجتماعی و اقتصادی سرزمین های خراسان و ماوراالنهر، اواخر سده چهارم هجری و سده پنجم هجری دوران پرستیز و پرغوغایی بوده است. ضعف دولت سامانی، ایجاد دولت بزرگ غزنه، لشکرکشی و فتوحات سلطان محمود، قدرت بیموجب مسعود، نفوذ سلاجقه، و فتوحات گسترده آنها، ظهور ملوک خوارزم،ایلک خانیان، آل بویه، آل زیار، رقابت قراختائیان، چپاولگری غزان و از طرفی تبلیغات و دعوت پیگیر اسماعیلیان، ریاست مذهبی و بهم اندازی عباسیان...ودیگران همه حوادث بس بزرگ تاریخی اند که در تداوم این عصرها بروز کرده است. هر یک از این سلسله ها که در بالا نامشان را بردیم، به خاطر سبقت جویی از یکدیگر و اعمال نفوذ بیشتر در این سرزمینها قوت آزمایی نموده و خراسان بزرگ تا بغداد میدان تاخت و تازها بود و این کشمکشهای سیاسی و مذهبی گاهی از مصر آغاز و تا ماوراالنهر و چین می انجامید.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه سی ام بهمن 1388ساعت 1:26  توسط محمد صالح راسخ
|
هنگام بررسی وضع سیاسی خراسان و ماوراالنهر در سده های چهارم و پنجم هجری نمیتوان از جنبشهای اسماعیلیان در این مناطق یادی نکرد. اگرچه در سده های چهارم و پنجم اسماعیلیان نتوانستند در خراسان و ماوراالنهر حاکمیت سیاسی مستقل بوجود آورند، ولی در این سده ها دعات و مبلغین اسماعیلی در سراسر خراسان زمین، ماوراالنهر، عراق و سند فعالیت داشته اند. آنها در این مناطق کارهای زیادی انجام داده و در بروز بسا رویداد های سیاسی آن عصر نقش مهمی ایفا کرده اند. بنابرین در اینجا لازم می افتــــد تا بر تاریخ سیـاسی اسماعیلیان خراسان و ماوراالنهر نیز یک نظر کوتاهی انداخته شود.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه سی ام بهمن 1388ساعت 1:22  توسط محمد صالح راسخ
|
همانگونه که در پنج سده نخست میلادی مدنیت گریکوـ بودیک در خراسان زمین انکشاف نموده و تشعشع این مدنیت به ماحول آن: به هند، ماوراالنهر منتشر شده بود، تمدن اسلامی نیز از همین سرزمین به شمال و جنوب انتشار پیدا کرد. نفوذ و گسترش آئین اسلام در خراسان، رستاخیز بزرگ معنوی بود که تا جایی به گسترش اندیشه های علمی، ظهور جریانهای مختلف فلسفی و فکری میدان داد. به ویژه از قرن سوم هجری تا سده پنجم هجری یکی از اعصار درخشان و طلایی در خراسان و ماوراالنهر بشمار میرود.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه سی ام بهمن 1388ساعت 1:14  توسط محمد صالح راسخ
|
در تاریخ ادبیات کلاسیک دری، فراوان سخنوران و سرایندگان رزمنده و سترگی بودند که ناب ترین احساسها، دردها، شادیها و آرمان مردم را کارمایه آثار شان قرار داده اند. اگر در ادبیات مذکور شاعران و نویسندگان مداح و صله ستان را بشمار نیاوریم، چندین شاعر و نویسنده ناموری را خواهیم یافت که در آفریده هنری آنها عشق و احساس ستوده انسانی، مبارزه در برابر زور گویی و ستمگری قرون وسطایی، به انتقاد گرفتن بی همتیها، ستایش زحمتکشی انسان و حماسه دلیرمردان و فرهیختگان و باور به راهیابی از ظلمت شب به سوی نور و روشنایی تاناک موج میزند.
یکی از این نستوه مردان گستره ادبیات، دانش وخرد انسانی که در سده پنجم هجری میزیسته، حکیم ناصرخسرو بوده است. او که در دوره شب اندود استبداد فیودالی زندگی میکرد، چنان آثاری در نظم و نثر ایجاد کرد که در انها وضع ناگوار جامعه آن روزی را به نیکویی ترسیم نموده است. از همین سبب است که سخنان گزیده و اندیشه های فروغناکش چنان گشن شاخ پرباری بر تناور درخت پربار ادبیات دری جاودانه سبز مانده است. بر ماست که وی را خوبتر شناسیم و از فروغ اندیشه تابناکش بهره ور گردیم و برای شناسایی وی نخست از احوال زندگی وی آغاز میکنیم:
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه سی ام بهمن 1388ساعت 1:8  توسط محمد صالح راسخ
|
مرد دانشمند و پرفضیلتی چون ناصرخسرو که عمر دراز دیده و از دانش های گوناگون «استفادت بیش و کمتر» کرده است، باید اثار زیادی می آفرید. با مطالعه آثار ناصرخسرو میتوانیم که احاطه وی ه دانشهای زمانش آنقدر کامل نوده، اما با آنهم وی تصنیفات گرانقدر زیادی به نظم و نثر داشته است. خودش در این مورد در جایی از دیوان میگوید:
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه سی ام بهمن 1388ساعت 1:4  توسط محمد صالح راسخ
|
در سده پنجم هجری در خراسان و ماوراالنهر فیودالیزم با آمیزه یی از نظام قبیلوی و بردگی رو به توسعه بود و جامعه به دو طبقه متخاصم : یعنی مالک و دهقان جدا شده بود. وضع عظیم توده مردم نیکو نبود،استبداد مطلق، استثمار خشن، فقر و بدبختی، نابرابری اقتصادی، ستاندن خراجها و مالیات کمر شکن از رعایا، کشمکشهای المناک مذهبی، ویرانگری و جنگ ادامه داشت. سلاطین و درباریان و اعیان و ملاکان وابسته به آنان قدرتی غیر محدود داشتند و با استبداد و ظلم بیحد بر مردم رنجدیده و مظلوم حکومت میکردند آنها حیات مرفه و پرجلالا داشتند و از راه غارت و استثمار دهقانان بی بضاعت زندگی مینمودند و در مقابل، توده عظیم مردم با رنج و بدبختی روز افزون امرار حیات میکردند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه سی ام بهمن 1388ساعت 1:2  توسط محمد صالح راسخ
|
باری مارسل پروست گفته بود :
« نقش هنرمند متوقف ساختن زمان و ثبت لحظه هاست. زندگی بدانگونه که جاری است، جز زمان از دست رفته چیزی نیست. زمان گذشته باید در یک تصویر جاودان هنری تغییر چهره دهد، از نو زنده و بار دیگر جلوه گر شود. »
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه سی ام بهمن 1388ساعت 0:47  توسط محمد صالح راسخ
|
تاکنون همه پژوهندگان و تذکره نگاران ناصر خسرو را در شمار شاعران بزرگ ادبیات دری آورده اند. شهرت وی نیز در بین مردم به شاعری است، ولی با مطالعه آثار متعدد ناصر خسرو به این حقیقت میتوان پی برد که ناصر پیش از آنکه شاعر باشد، یک متکلم اسمعیلی است و میتوان گفت که شعر برای وی بمثابه وسیله بوده است نه هدف. [1] و از سوی دیگر برخی از پژوهندگان در حق وی مبالغت به خرچ داده او را فیلسوف و متبحر در دانش های مختلفه، به خصوص در فلسفه افلاطون و ارسطو و دیگران دانسته اند. [2] در صورتی که قبلا نیز گفتیم که دانش وی مکمل نبوده و اگر در کتب خود و به ویژه دیوان از افلاطون، ارسطو و دیگران نام میبرد و در زادالمسافرین، جامع الحکمتین، خوان الاخوان، دیوان و دیگر آثارش مسایل فلسفی را مطرح میکند، بخاطری است که فلسفه را رد نماید. مثلا در قصیده ای که مطلع اش این است:
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه سی ام بهمن 1388ساعت 0:41  توسط محمد صالح راسخ
|
کشورعزیز ما افغانستان یک مملکت کثیرالاقوام بوده طی هزاران سال، طوایف، قبایل، اقوام وملیتهای گوناگون در این سر زمین زیبا حیات بسر برده و زندگی کرده اند. هرکدام این اقوام در درازای سده ها چه در زمانهای دشوار حیات ابتدایی، چه در سالهای ظلمانی قرون وسطی وچه در اوقات درخشان انکشاف سرزمین ما، در کنارهم زیسته و در غم و شادی یکدیگر شریک بوده اند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم بهمن 1388ساعت 0:43  توسط محمد صالح راسخ
|
نوایی شناسلیک فنی علیشیر نوایی علمی بیوگرافی سینی یره تیشده کتته یوتوق لرنی قولگه کیریتدی . کوزگه کورینگن ادبیاتشناس وشرقشناس عالم لر: و. بارتولد، و. شرف الدین، صدرالدین عینی، آی بیک، واحد زاهدوف، ب. عبداله یوف وباشقه لرنینگ نوایی حیات یولی یره تیشگه بغشلنگن علمی ایشلری شولرجمله سیدن دور.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم بهمن 1388ساعت 7:8  توسط محمد صالح راسخ
|
نوایی شناسلیک فنی علیشیر نوایی علمی بیوگرافی سینی یره تیشده کتته یوتوق لرنی قولگه کیریتدی . کوزگه کورینگن ادبیاتشناس وشرقشناس عالم لر: و. بارتولد، و. شرف الدین، صدرالدین عینی، آی بیک، واحد زاهدوف، ب. عبداله یوف وباشقه لرنینگ نوایی حیات یولی یره تیشگه بغشلنگن علمی ایشلری شولرجمله سیدن دور.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم بهمن 1388ساعت 7:3  توسط محمد صالح راسخ
|
19 نچی عصر نینگ اککینچی یریمی 20 نچی عصر باشلریده اوزبیک ادبیاتی اوچ یونالیش ده دوام ایتدی: دراری ادبیات، تصوفی ادبیات و دموکراتیک ادبیاتی. اورته آسیا نینگ روسیه تمانیدن باسیلب آلینیشی نتیجه سیده بو منطقه ده اقتصادی ـ اجتماعی حیاتیده یوز بیرگن اوزگریش لر زمینه ده وجودگه کیلگن بو دور مترقی ادبیاتی، اوزبک ادبیاتی تاریخیده علیحده اورین آله دی. اوزبیک ادبیاتی نینگ ینگی یوقاری باسقیچی بوله دی.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت 5:27  توسط محمد صالح راسخ
|
نورمحمد عندلیب اوزی نینگ لیریک شعرلری و داستانلری بیلن اوزبیک و ترکمن خلقلری اره سیده مشهور بولگن شاعر دیر. اونینگ بخارا، قره کول، اورگنج، خیوه، مرو، نور آته کبی جایلرده انقلاب دن آلدین تورلی کیشی لر تمانیدن کوچیریلگن نسخه لری مسکو، لینینگراد، تاشکنت، دوشنبه، عشق آباد و باشقه شهرلرده سقلنه دی.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت 5:22  توسط محمد صالح راسخ
|
بابا رحیم ملاولی اوغلی «مشرب» اوز ایجادی بیلن 17 نچی عصرنینگ ایکینچی یریمی 18 نچی عصرنینگ باشلریده ادبیاتیمیز ده موجود بولگن ایلغار یونه لیش نینگ اوسیشیگه کتته تأثیر کورستگن شاعرلرنینگ بیری دیر. او جاذبه دار و صمیمی طنزی و جوشقین لیریک اثر لرنینگ مولفی صفتیده بوتون اورته آسیا ده کتته شهرت قازانیب، تنیقلی خلق شاعری درجه سیگه کوتریلگن.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت 5:18  توسط محمد صالح راسخ
|
صوفی الله یار 1616 نچی ییلده سمرقند نینگ مینگلر قیشلاغیده الله قلی اسملی می کیشی عایله سده توغیلدی. او باشلانغیچ معلوماتنی اویده و مسجد حضوریده گی مکتب ده آلدی . صوفی الله یار اون یاشیده بخاراگه باریب اون بیش ییل لر مابینیده جویبار شیخ لریدن علم اوگندی، کسب و هنر آرتیردی. بخارا ده عایله قوریب، محمدصادق، امینه و حلیمه دیگن فرزند لر کوردی.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت 5:13  توسط محمد صالح راسخ
|
17 ـ 19 عصرلرده هم اجتماعی ـ اقتصادی و سیاسی توزیم، اساسا ماهیت اعتباری بیلن 16 عصردن فرق قیلمس ایدی؛ فقط گینه تفاوت شونده که 17 نچی عصرده شو منطقه علیحده خانلیک لرگه : یعنی خوارزم (قونغیرات)، بخارا (منغیت)، و قوقند (مینگ) خانلیک لرگه بولیندی.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت 5:10  توسط محمد صالح راسخ
|
پادشاه خواجه 16 عصر ده یشه گن استعدادلی شاعر و ادیب دیر. خواجه ماهر حکایه نویس صفتیده، اوزبیک ادبیاتی تاریخیده علیحده اورین توته دی. خواجه نینگ حیاتی و فعالیتی حقیده جوده آز معلومات بار. اونینگ توغیلگن و وفات ایتگن ییل لری معلوم ایمس. پادشاه خواجه عبدالوهاب خواجه اوغلی ییریک روحانی عایله ده دنیاگه کیلدی. اونینگ خراسان سیدلریدن بولگن آته ـ بابا لری صدرلیک و شیخ الاسلام لیک منصب لریده خدمت قیلگن ایکنلر. پادشاه خواجه نینگ اوزی هم بلخ حاکمی ـ جانی بیک خان نینگ اوغلی کیستین قرا سلطان نینگ (1556 ییلده وفات ایتگن) درباریده شیخ الاسلاملیک قیلگن.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388ساعت 5:5  توسط محمد صالح راسخ
|